عَلَم بر دوش

لحظه ای تفکر و اندیشه از 70سال عبادت برتر است.

عَلَم بر دوش

لحظه ای تفکر و اندیشه از 70سال عبادت برتر است.

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انقلاب اسلامی» ثبت شده است

اگر قائل به هویت برای جامعه انسانی باشیم، نمی توانیم انقلاب یک جامعه را خالی از هویت بدانیم. البته این اصل شامل کودتا و براندازی های فریبکارانه که برآمده از خواست عده ای خارج از ملت است، نمی شود. اما انقلابی همچون انقلاب اسلامی مردم ایران که برآمده از خواست اعتقادی ایشان و در پاسخ به یاورطلبی سیدالشهداء در طول تاریخ بود، یک انقلاب زنده است که در طول زمان رشد می کند یا امکان دارد، سقوط کند. یاورطلبی سیدالشهدا از مردم تاریخ در لحظه ای اتفاق افتاد که امام حق تنها در برابر جبهه باطل ایستاده بود تا راه رشد عبودیت انسان در برابر الله بسته نشده و انسان ها در زیر ولایت شیطان و طاغوت قرار نگیرند. همه مردم حق طلبی که به امام لبیک گفتند در شکل گیری یک انقلاب نقش دارند، انقلابی که به ولایت طاغوت «نه» گفت و زمینه ظهور ولایت الله[1] را فراهم کرد.

حوادث بعد از هر انقلابی در جوامع، باعث دگرگونی درونی برای آن انقلاب خواهد شد، که یا بصورت تخریب و یا رشد آن انقلاب ظهور می کند. هر حادثه ای که خواست مردم را در جریان شکل گیری انقلاب اسلامی هدف قرار دهد، می تواند یک حادثه چالش برانگیز برای انقلاب اسلامی باشد که در چگونگی موضع ملت به آن، یا سقوط انقلاب و یا تقویت انقلاب رقم می خورد، بنابراین انقلاب اسلامی یک هویت زنده در حال تکامل دارد که آن چیزی جز «نه به طاغوت و بله به الله»[2] نیست. در توطئه طاغوت علیه انقلاب اسلامی هر وقت مردم برای پیگیری خواسته های خود در آرمان های انقلاب کنار بکشند، آنگاه سقوط انقلاب رقم می خورد و هر وقت همراهی کنند، رشد انقلاب بیشتر می شود.

 آیا نسل سومی ها وارثان خوبی برای انقلاب اسلامی هستند؟، این سوال همیشه در مقایسه دهه شصتی ها با دهه نودی ها قرار می گیرد، هرچند آسیب های اجتماعی و ناهنجاری های رفتاری در دوران امروز بیشتر شده اما توجه به مطالبات و فعالیت های نسل فعلی حکایت از امر دیگری غیر از قضاوت های آسیب شناسانه نسبت به این نسل دارد. مثلا از آنجایی که پیشرفت اسلامی-ایرانی بر مبنای دانش انجام می شود و بیشترین حضور و تلاش در رشد علمی کشور از سوی نسل سومی ها صورت می گیرد، پس قضاوت خوشبینانه نسبت به این نسل پر بیراه نیست.
 
فیلم بادیگارد، نه تنها دو طیف قدرت طلب و وظیفه گرا را در نسل اولی ها نشان داد بلکه به قضاوت در مورد نسل سومی ها به عنوان وارثان و محافظان انقلاب اسلامی پرداخت. از همان صحنه اول، دو راهی اصلی را بیان و مخاطب فیلم را میخ کوب پرده سینما می کند. جدا از صحنه های برخوردهای فعال ، زیبایی همه فیلم بر سر دوراهی وظیفه به مثابه اعتقادات و وظیفه به مثابه کسب قدرت و ثروت بود. حتی دختر بادیگارد نمی توانست مثل مادرش فکر کند که زندگی را به مثابه اعتقادات ببیند. نامزد مهندس جوان صنعت هسته ای هم در ابتدا نمی توانست سختی زندگی برای مجاهدت در کشورش را بپذیرد. اما همه دوراهی به اینجا ختم نشد.